تبليغاتX
من هنرمند نیستم

 

خدر (تلفظ کوردی «خضر») پسر شاه‌ویس آل بیگ مکائیلی در سال ۱۸۰۰ میلادی (به استناد به قوی‌ترین روایتها) در روستای «خاک و خول» در منطقه «شاره زوور» (شهر زور) به دنیا آمد. بنابر سیستم آموزشی آن دوران نخست قرآن و خُرده کتب فارسی را می‌آموزد و برای تکمیل خواندن آیینی شهر و روستاهای زیادی از کوردستان که دارای آموزشگاه بوده‌اند را گشته است. نقاطی که بیشتر در آنجا {برای تحصیل} مانده است عبارتند از: سنندج، سابلاغ (مهاباد کنونی)، زرد آباد قره داغ، حلبجه و سلیمانیه.
نالی با هر دو امیر بابانهای هم‌عصر خود (سلیمان پاشا و احمد پاشا پسر سلیمان پاشا) رابطه نزدیکی داشته است
نالی در اوایل قرن نوزدهم زیسته است. در آن دوران زبان رایج ادبی عبارت بوده‌اند از: عربی،فارسی و ترکی، چون در آن دوران کوردستان یا جزئی از امپراطوری عثمانی بود و یا در قلمرو کشور ایران قرار داشت؛ و زبان رسمی یا ترکی بود و یا فارسی و زبان عربی نیز زبان آیینی دین اسلام بود.
از آنجا که نالی خود از علمای دینی بوده هرچند که بیشتر اشعارش را با زبان کوردی سروده است، اما از کلمات زیاد فارسی (چه پس از تغییر دادن ِ کلمه و چه بدون تغییر) در اشعارش استفاده کرده است. و به همان شکل کلمات عربی و اصطلاحات علوم اسلامی را در سطح وسیعی به کار برده است.
نالی در میان کوردها از جایگاهی چون حافظ در میان پارسی زبانان برخوردار است و اشعارش را هم‌طراز با غزلیات حافظ می‌دانند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 21 فروردین1388ساعت 15:45  توسط omid ebadi  | 

 

 

ghane

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 25 بهمن1387ساعت 13:53  توسط omid ebadi  | 

 

post modern

 

شعر پست‌مدرن یکی از انواع شعر است که دارای ویژگی‌هایی نظیر ساختار‌شکنی معنا‌گریزی نگاه متفاوت پلی‌فونی (چندصدایی) و تصویر اسکیزوفرن است.

شعر پست مدرن ابتدا در آمریکا به وجود آمد و سپس نوشتن این سبک شعر در اروپا رواج یافت. چارلز اولسون شاعر نامدار امریکایی بنیان‌گذار شعر پست مدرن در آمریکاست. از دیگر شعرای پست مدرن می‌توان به رابرت کریلی و لئونارد کوهن اشاره کرد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 دی1387ساعت 13:56  توسط omid ebadi  | 

 

چوپی.chopy

 

سه‌ربه‌ستی

له‌ ده‌فته‌ری قوتابخانه‌م

له‌ سه‌ر ته‌خته‌ی ناو پۆله‌که‌م

له‌ سه‌ر دره‌خت له ‌سه‌ر لم و له‌ سه‌ر سه‌هۆڵ

له‌ سه‌ر به‌فری تازه‌ و سپی

ناوت ئه‌نوسم سه‌ربه‌ستی

 

له‌ لاپه‌ڕه‌ی بۆر و نوسراو

له‌ لاپه‌ڕه‌‌ی سپی و بێ ناو

له‌ به‌رد و دار، دار و دیوار

له‌ سه‌ر مه‌شخه‌ڵی کڵپه‌ دار

ناوت ئه‌نوسم سه‌ربه‌ستی

 

له‌ سه‌ر وێنه‌ و نه‌خشی زێڕین

له‌ سه‌ر چه‌کی جه‌نگاوه‌ران

له‌ سه‌ر تاج و ته‌ختی زێرین

له‌ جه‌نگه‌ڵ و دۆڵ و بیابان

له‌ سه‌ر پینه‌ی به‌رگی خاکییم

له‌ سه‌ر شه‌تاوی مانگه‌ شه‌و

له‌ سه‌ر مه‌چه‌کی ماندوییم

ناوت ئه‌نوسم سه‌ربه‌ستی

 

له‌ سه‌ر کێڵگه‌ و له‌ سه‌ر ئاسۆ

له‌ سه‌ر په‌ڕوباڵی مه‌لان

له‌ ره‌نگ و بۆنی کازیوه‌

له‌ عاره‌قی خه‌ستی زریان

له‌ دیوار و ته‌خته‌ی ده‌رگام

له‌ هه‌ر شتێ به‌ نرخه‌ لام

له‌ شه‌پۆڵی گڕی پیرۆز

ناوت ئه‌نوسم سه‌ربه‌ستی

 

 

دانلود آهنگ سه ربه ستی 

Track 02.mp3
+ نوشته شده در  سه شنبه 19 آذر1387ساعت 22:3  توسط omid ebadi  | 

 

شیرکو

شيركوبي كس،فرزند شاعر بزرگ وملي كرد فايق بي كس است وي درسال 1940 ميلادي درسليمانيه بدنيا آمد

توانايي وقابليت هاي شيركو تنها درشعر خلاصه نمي شود .اودرزمينه ي ترجمه،نقدوداستان نيز فعاليت چشمگير دارد.دركتاب درسي چندين كشور شعرهاي شيركوتدريس مي كنند.درحيطه( شعروادبيات كرد) شايد بتوان اوراهموزن ودررديف احمد شاملو شاعربزرگ ايران قرار داد.بي دليل نيست شاعرگرانسنگ سيد علي صالحي،شيركو بي كس را امپراتور شعر دنيا ناميده است.

مشهورترين انجمن مردمي ايتاليا نيز لقب همشهري به او داده است.

دركنار فعاليت هاي هنري،شيركو بيكس يك فعال سياسي هم هست

وي بخاطر مشکلات سیاسی از سال ۱۹۸۷ تا ۱۹۹۲ در سوئد زندگی می‌کرد ولی پس از آن به عراق بازگشت. در ۱۹۶۸ اولین مجموعه شعر شیرکو بنام مهتاب شعر منتشر شد تا کنون چندین مجموعه شعر، دو نمایشنامه منظوم و ترجمه پیرمرد و دریا نوشته ارنست همینگوی و عروسی خون اثر لورکا به زبان کردی از او به چاپ رسیده است

 ديگردفترهای شعر این شاعر می‌‌توان از دو سرو کوهی، عقاب، رود، سپیده دم، آفات، کرکس، عطشم را شعله فرو می‌‌نشاند، دره پروانه‌ها، صلیب، مار و روز شمار یک شاعر، سایه ‌و آزادی، این واژه بی‌آبرو نام برد که به زبان‌های فرانسوی، ایتالیایی، سوئدی، عربی و غیره ترجمه و چاپ شده اند. در ایران نیز دره پروانه و آزادی، این واژه بی‌آبرو با ترجمه محمد رئوف مرادی به چاپ رسیده است

مضمون اصلي شعر هاي اوسراسر عشق به ميهن، ومهمترين خصوصيت شعر شيركوغربت ويك غم بزرگ است شيركو درشعرهايش بي عدالتي ها وآلام مردم سرزمينش را به گوش دنيا رسانده است بي گمان شعر او گوياتر وروشنتر از هرتوضيح است.پيش ازاين در وبلاگ درخت وخنجر وخاطره،شعر هاي وي منتشر شده است.دراين مطلب دو  شعراز او را نقل ميكنم.

ديگرشعرهاي او به مرور دراين سايت منتشر خواهد شد.

 

نوشتن

آن‌گاه كه با ساقة تاكي بنويسم
تا كه برخيزم
سبد كاغذم از خوشة انگور پر شده است!
يك‌بار با سر بلبلي نوشتم
برخاستم... ليوان دم دستم لبريز از نغمه بود
روزي با بال پروانه‌اي نوشتم
برخاستم... سر ميز و تاقچة پنجره‌ام
لبريز از گل بنفشه بود
زماني هم
كه با شاخه گياه دشت انفال و حلبچه بنويسم
همين كه برخيزم...مي‌بينم:
اتاقم، خانه‌ام، شهرم، سرزمينم
همه آكنده از جيغ و داد و
از چشم كودكان و
از پستان زنان

 

ديوانه

پرنده ها
تنها به خاطر آبي آسمان
به پرواز در نمي آيند
سرچشمه ها
تنها براي آواز رودخانه ها به جوشش در نمي آيند
درختان
تنها براي نشان دادن
كاكل شاخه هاي جوان
سايه نمي اندازند
برف
تنها به خاطر زمستان و غرش بهمن
نمي بارد
اسب تنها براي
ركاب زدن سوار و شل كردن افسار نمي دود
نسيم نيز
به خاطر رقص درختان بر نمي خيزد
تو هم
به خاطر نام شير كو بي كس نيست
كه اين ديوانه را مي پسندي

 

منبع :وبلاگ درخت وخنجروخاطره

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 آبان1387ساعت 16:1  توسط omid ebadi  | 

 

فرهاد پیربال

 

گناه

 

  من و تو 

  از هم که جدا شدیم

  زیبایی

  تنها ماند

 

 


 

 شعری بلند برای مادرم

 

 

 

 

 

 

 

 

دلتنگت هستم...

 

فرهاد پیربال

 

 

                                                               ترجمه از کردی:شیری

 

+ نوشته شده در  جمعه 3 آبان1387ساعت 14:4  توسط omid ebadi  | 

 

 

post modern

+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 مهر1387ساعت 14:27  توسط omid ebadi  | 

 

قریبا" در اوایل هزاره چهارم بیش از میلاد ، حادثه ای عظیم در بین النهرین به وقوع پیوست و آن مسکون شدن دره های بزرگ رودخانه ها بود . پس از این حادثه بود که نوشتن ، هنر ، معماری ساختمانی ، و شکلهای جدید سیاسی در بین النهرین و مصر ، اما با تفاوتهای چشمگیری در کارکردشان ، به ظهور می رسند . هنری فرانکفورت در این باره می نویسد :
کهن ترین اسناد مکتوب بین انهرین ... شناخت واحدهای بزرگ اقتصادی یعنی اجتماعات کنار معابد را آسانتر کرد . نخستین اسناد مکتوب مصری ، نوشته هایی بر روی ساختمانهای شاهی یا کنده کاریهای مهر گونه ای برای شناسایی مأموران پادشاه بودند . نخستین آثار هنری بین انهرین ، غالبا" جنبه مذهبی دارند ؛ در صورتی که در هنر مصری به ستایش از کارهای پادشاهان مربوط می شوند و موضوعات تاریخی را نمایش می دهند . معماری ساختمانی در بین انهرین شامل معابد و در مصر شامل آرامگاههای پادشاهان می شود . نخستین جامعه متمدن در بین النهرین به صورت هسته های جداگانه ، چندین شهر مجزا و مستقل – حکومتهای مشخص و متکی به خود – با سرزمینهای قابل کشت در اطرافشان ، تبلور یافت . جامعه مصر شکل قلمرو واحد ، یکپارچه ولی روستانشین یک پادشاه مستبد را به خود گرفت .
بدین ترتیب ، نه یک تمدن بلکه دو تمدن در این نقاط به ظهور رسیدند و هریک خصلتهای ویژه ای برای خود داشت . از آن لحاظه به بعد تاریخ جهان به صورت ثبت پیدایش ، رشد ف زوال تمدنها و خیزش و سقوط خلقتها ، دولتها ، و ملتها در چارچوب آنها درآمد . با پیدایش همین دو تمدن قدرتمند و متضاد درر منطقه ساحل شرقی دریای مدیترانه است که درام بشریت غربی ، حقیقتا" آغاز می شود .
در دره حاصلخیز سفلای رودهای دجله و فرات ، بشر احتمالا" چیزی همپای باغ عدن که در سفر پیدایش از آن ستایش می شود و مدتهای مدید بخشی از سنتهای بین النهرین به شمار می رفت ساخته بود . به محض آنکه بشر با فنون آبیاری و تا اندازه ای مهار کردن سیلها آشنا شد ، امکان ایجاد واحه ای بزرگ را دریافت . تاریخ پرآشوب بین النهرین ثابت می کند که این سرزمین با چشم اندازی که برای ایجاد یک زندگی مرفه و بی سابقه داشت ، انسان را شدیدا" به خود جلب می کرد .
 



  O سومر
■ كشور- شهر و زیگورات

دین پس از غلبه بر زندگی و معنی بخشیدن به آن ، شکل جامعه و طرز بیان یا نمایش آن در معماری و هنر را نیز تعیین کرد . کشور – شهر بین النهرین ، در زیر حمایت خدای شهر بود ؛ پادشاه نماینده او در روی زمین و مباشر داراییهای زمینی او بود . رابطه پادشاه با خدایان آسمانی و زیردستان زمینی اش را می توان از دعایی که یکی از نخستین پادشاهان سومری به درگاه انلیل خدا در شهر نیپور کرده است ، دریافت : ای انلیل ، سلطان کشورها ، از تو می خواهیم به آنو بگویی دعای مرا به گوش پدر محبوبش برساند ؛ بر زندگی ام روحی تازه بخشد ، و آرامش را از این سرزمینها دور نگرداند ؛ جنگاورانی به من ارزانی دارد که تعدادشان به تعداد علفها برسد ؛ ا ز رمه های آسمانی چشم برندارد ؛ این کشور را غرق نعمت کند ؛ نعمتهایی را که خدایان به من ارزانی داشته اند تغییر ندهد ؛ و من همواره آن چوپانی باشم که بالای سر گوسفندان است .
نقشه شهر ، این مرکزیت خدا را در زندگی خود نشان می داد ، زیرا معبد خدا هسته ساختمانی با عظمت آن را تشکیل می داد .این معبد نه فقط کانونی برای دین شهر بلکه مرکز فعالیتهای اداری و اقتصادی آن نیز بود . معبد ، در واقع قلمرو خدایی بود که در نزد مردم زمیندار و رمه داری بزرگ و ثروتمند و نگهبان شهر به شمار می رفت . وظیفه اصلی شهر ، خدمت به خدا در مقام یک ارباب بود ، همچنان که وظیفه همه شهروندان به طور کلی خدمت به خدایان بود . مجتمع گسترده و بزرگ معبد که در نوع خود شهری در دل شهری دیگر بود ، وظایف و نقشهای بیشمار داشت . کارمندان معبد شامل کاهنان و کاتبان ، امور و ستد شهر را می چرخاندند و از داراییهای خدا و پادشاه مراقبت می کردند . احتمالا" در چنین محیطی بوده است که نوشتن ابزاری دقیق در دست برخیها تبدیل شد ؛ کهن ترین نمونه های آن به نگه داری حسابها ، شرح معاملات ساده ، و ذخایر موجود مربوط می شوند .
برجسته ترین بخش مجتمع معبد و در واقع شناخته شده ترین ساختمان در دره بین النهرین ، زیگورات نامیده می شد . ازز چگونگی پیدایش یا نقش این ساختمانهای عظیم و چند طبقه خشتی اطلاعی به دست نیامده است . بعضی ها این ساختمانها را « پلکانهایی از آسمان » یا کوههای ساختگی توصیف کرده اند و وجودشان را به این اعتقاد همگانی در جهان باستان که نوک قلل رفیع را جایگاه خدایان می دانست مربوط کرده اند ( مقایسه کنید با جبال اولمپوس در دین یونانی ) . زیارتگاههای بالای این زیگوراتها « اتاقهای انتظار » یا « اتاقهای گذری » می نامیدند و احتمالا" آنها را همچون تالارهایی می پنداشته اند که انسان مؤمن می توانسته است در آنها به انتظار ظهور خدا بنشیند .
بیشتر شهرهای ویران شده سومر – اور ، وارکا ، نیپور ، لارسا ، اریدو – همچنان در پای زیگوراتهای نابود شده خود قرار دارند . زیگورات اور ، نمونه مناسبی از این مورد است که به دوره سومری نوین – از سده 22 تا سده 21 پیش از میلاد – مربوط می شود ؛ در این دوره ، معماران می کوشیدند بلندترین و کوه پیکرترین بنای ممکن را روی زمین برپادارند ( تصویرهای 36 و 37 ) . در تصویر نخست کوهی از خشت خام را می بینیم که در اثر عواملی چون زمان ، آب و هوا ، و تاخت و تاز دشمنان تقریبا" به صورتی بی شکل درآمده است ؛ در تصویر دوم بازسازی طرح گونه همان بنا دیده می شود . بر روی شالوده ای از این به ارتفاع 15 متر ، دو طبقه سوار برهم قرار دارند که به ترتیب کوچکتر می شوند ؛ و از آن دو احتمالا" طبقه بالا در حکم پی زیارتگاه بوده است . سه پلکان خرپشته ای ، هریک با یکصد پله ، در یک نقطه ، به دروازه برج دار زیگورات می رسند و از آنجا احتمالا" پلکان دیگری به زیارتگاه یعنی مرکز نمایشهای آیینی منتهی می شود . ساختمان این زیگورات ، کوه محکمی از خشت خام با نماسازی ضخیمی از آجر پخته با ملات قیری است . آجر پخته را به این علت با ملات قیر در نماسازی به کار می بردند که بر قدرت و استحکام ساختمان در برابر سیلها و اثر دیگر عوامل طبیعی بیفزایند . طبقات زیگورات ، احتمالا" در اصل به رنگهای متفاوت با معنی نمادینی ساخته می شده اند و احتمالا" در محوطه پشته آنها درختکاری و گیاهکاری نیز می شده است . ارتفاع زیاد این بنا و دشواری صعود و دستیابی به نوک زیارتگاه ، احتمالا" مانند مذاهب دیگر ، نمادی از گونه ای تدارک دشوار روح برای روشنایی گرفتن از خدا به شمار می رفته است . بدون تردید رفعت زیگوراتهای بزرگ ، که ظاهرا" به قلب اسمان می رسیدند تأثیر ژرفی بر عبریان کهن داشته است . زیرا زیگوراتی در بابل به نام برج بابل ساختند و به یادگار گذاشتند که نشانه ای از غرور بلند پروازانه نوع بشر .
سه کشف بزرگ سومریان – شبکه ای از خدایان و روابط میان خدایان و آدمیان ، خود کشور – شهر ، و هنر نوشتن – شالوده ای برای سازماندهی جدید جامعه بشر پی افکند . در کشور – شهر ، که به علت حضور خدای شهر به صورت موقوفه درآمده بود ، انسانها روابط جدیدی با خدا و میان خودشان برقرار کردند و با ثبت این روابط به صورت مکتوبی ، صورتی رزمی و دائمی به آنها دادند . زندگی دارای نظم شد و وظایفی که پیشتر در دوش فرد بود بر دوش اجتماع گذاشته شد مانند دفاع از حملات انسانهای دیگر و نوسانات طبیعت . این دگرگونی به اضافه تقسیم کار ( تخصصی شدن کار هرکس ) ، که هرگاه تعداد زیادی از مردم به صورت یک اجتماع همبسته در جایی متمرکز شوند تشویق و تسریع می شود ، ساکنان کشور – شهر را از رسیدگی به الزمات زندگی روزانه رها کرد به طوریکه ایشان توانستند مهارتها و استعدادهای خود را به شکلی باور نکردنی در اجتماعات سیال و چند پارچه آن روزگار بروز دهند و به کار گیرند . حالت نسبتا" ثابت کشور – شهر نیز هویتی پایدار به عنوان یک شهر با خدا و پادشاهی شناخته شده و موجود به این اجتماع داد . این حس هویت ، تک تک اهالی را نیز شامل شد زیرا اینان نیز به عنوان اعضای اجتماع ، هویتی داشتند و متوجه نوع روابط خویش با شهر ، خدا ، پادشاه ، و شهروندان دیگر بودند . زبان مدون جدید نیز احتمالا" به این هویت یابی رشد یابنده کمک کرد و فرد خود را با نامی در میان نامهای اشیاء و کارهای دیگر بازشناخت . بدین ترتیب ، با پی ریزی الگوهای ثابت زندگی توسط سومریان ، آن احساس هویت و احساس خودآگاهی تاریخی آدمی آغاز می شود که در تمدن یونان بالغ می شود و به اوج تکاملش می رسد .
 

 

تصویر 36 -زیگورات اور, حدود 2100 ق.م  

 

تصویر37 - -طرح بازسازی شده زیگورات اور, حدود 2100 ق.م (از روی یك طرح خطی در موزه بریتانیا , لندن)  



  O سومر
■ پیکر تراشی

دیدیم که در میان نقاشیهای درون غارها تصویر انسان تقریبا" هیچگاه دیده نمی شود ؛ او هنوز به عرصه خودآگاهی گام ننهاده است . گرچه تصویر انسان عملا" در نقاشیهای پناهگاهی شرق اسپانیا ظاهر می شود ، این نمایش جنبه ای صرفا" طرح گونه دارد و نوعی خط تصویر نگاری به شمار می رود.
 

 

38 سردیس زن واركا ،حدود 3500-3000 ق.م . مرمر سفید . بلندی حدود 20cm ،موزه عراق ، بغداد .

بدین ترتیب ، تدارکی برای آفرینش سردیس زیبای زن ( تصویر 38 ) از وارکا دیده نمی شود . اصل و نسب این سردیس ناشناخته است ، و چون در نخستین دوره پیدایش خط ساخته شده ، سردیس کاملی نیست ، بلکه چهره ای از مرمر است که برای نصب در زمینه ای چوبی و احتمالا" گذاشتن گیسوانی زرتار بر آن آفریده شده است . کاسه های گود کره چشم و دو چشم این سردیس از صدف یا سنگ رنگی پر شده بود . قالب گیری صاف و نرم گونه ها ، احساس برانگیز بودن دهان ، تردیدی که در تشخیص ملاحت و دلتنگی به بیننده دست می دهد ، او را نه فقط در نظر ما به شخصی فریبنده و اسرار آمیز تبدیل می کند ، بلکه حکایت از چنان پیشرفت مهارتی در کار هنرمند دارد که از حد انتظار ما برای آن زمان فراتر می رود . در سردیس متعلق به واکا بیننده بی درنگ متوجه بزرگی بی تناسب چشم ها می شود . این ویژگی گروه بزرگی از پیکره هایی است که از تل اسمر به دست آمده اند ( تصویرهای 39 و 40 ) .
 

 

39 -پیكره های كوچك اندامی از معبد ابو ، تل ، اسمر ، حدود2700-2500 ق.م .مرمر، بلندترین پیكره حدود 75 cm . موزه عراق ، بغداد ، و موسسه شرقی دانشگاه شیكاگو
 

 

40 - سردیس ابوی خدا ، تل ، اسمر ، حدود2700-2500 ق.م .مرمر. موزه عراق ، بغداد .
 



  O سومر
■ میثاق سازی

درست همان طور که دین رسمی و زندگی شهری سومریان در سپیده دمان تاریخ مدون گونه جدیدی از تجربه انسانی را پی افکند ، همینان با استفاده از خط و هنر پیکری نیز شیوه جدیدی را برای بازنمایی آن تجربه ابداع کردند . خط یا نوشتن از طریق ساده و تبدیل کردن تصاویر ف به علایم یا الفبای میخی با ترکیبهای بیشمار که با قلمی نوک تیز درر الواح گلی نقر می شد ، ابداع گردید . در هنر پیکری ، به کمک روند ساده سازی مشابهی ، انبوه شکلهای ظاهر اشیاء موجود در دنیای بصری ، به چند ویژگی مؤثر و کافی برای نمایاندن پیکره انسان و عمل انسان تقلیل یافتند . این روند ساده سازی را با اصلاحات و واژه های گوناگونی چون طرح پردازی ، سبک سازی ، میثاق سازی ، تعمیم ، رسمی سازی نامیده اند . ساده سازیهای قرار دادی پیکره انسان عام هستند و صرفا" به هنر دنیای کهن تعلق ندارند . در واقع تمام سبکهای هنری ، از این لحاظ ، در جوامعی که مسلطند و به طور ضمنی به عنوان وسیله شبیه سازی جامعی شناخته شده اند ، قراردادی یا میثاقی هستند . میثاقها ممکن است پر دامنه یا کم دامنه ، یا مانند روزگار ما بطئی التغییر یا در معرض بازنگری همیشگی باشند . به هر حال از معیارهایی چون وفاداری به « واقعیت » بصری ، نباید در ارزیابی سبک هنری استفاده شود . گرچه از دهه 1880 – 1889 به بعد گرایشهای اصلی هنر مدرن از« واقعیت » بصری فاصله گرفته اند ، وگرچه هنرمندان امروزی در بیشتر موارد عملا" « حقیقت » عکس گونه را نادیده می گیرند ، تصاویری که می آفرینند – مانند تصاویری که در کارتونهای روزنامه ای و هنر تجارتی و آگهیها می بینیم – برای ما تماما" پذیرفتنی هستند .
سومریها که دست اندر کار تدوین الگوها و میثاقهایی بودند که به زندگی جدید و در واقع ابداعی خود ایشان را تنظیم می کرد ، برای ساختن چهره های انسان نیز میثاقهایی مقرر کردند . چشمهای درشت پیکره های وارکاوتل اسمر ، تنها جزئیات قراردادی شده نیستند . در پیکره های کوچک یک صندوق مرصع کاری شده با صدف که پرچم اور نامیده می شود . ( لوحه رنگی 4 ) چندین روش شبیه سازی می بینیم که روایت را ساده تر می کنند ، عمل را شرح می دهند ، و حتی احساس حرکت را به بیننده القا می کنند . این قاب تزیینی تجسمی از یک پیروزی نظامی سومریها و رویدادهای پس از آن – پیشروی سربازان پیاده ، حمله گردونه ، صفوف اسیران و خدمتکارانی را که غنایم .
 

 

41 - كاسه چنگ اور . حدود 2600 ق.م
 



  O سومر
■ وحدت عنصر صوری و طبیعی

روی کاسه مرصع کاری شده جنگ به دست آمده از اور (تصویر41) در صفحه اول از بالا پیکره ای از یک پهلوان سومری که با دو گاو دارای سر انسان کشتی می گیرد ، و در دو صحنه زیر آن جانورانی واقعی و خیالی دیده می شوند که مقدمات یک میهمانی را فراهم می آورند . پیکره های نخستین صحنه این مرصع کاری با تقارنی اشاراتی نمایانده شده اند و صرف نظر از اینکه سرها تماما از روبرو دیده می شوند ، حالت قراردادی و قالبی قای تزئینی پرچم اور را به نمایش در می آورند . از طرفی دیگر پیکره های جانوران در صحنه های پایین ، با فورمالیسم و به مراتب تخفیف یافته تری نشان داده شده اند.
نیم تنه های این پیکره ها به طور طبیعی مانع دید دستهایی می شوند که در سمت بیننده نیستند ، و پاهای سمت بیننده مانع دیده شدن پاهای دیگر می شوند . کتفها در جای درست خود قرار داده شده اند ، و خطوط و برجستگیهای چهره با دقت نمایانده و طراحی شده اند ، پیکره های پهلوان مانند انسانها از رسمیتی برخوردارند که در جانوران غیر طبیعی روی نشان نجابت خانوادگی به آن بر می خوریم ، ولی جانوران صحنه های این میهمانی، خیلی راحت اند یا دست کم به نظر می رسد که از رژه باشکوه خدمتکاران و نوازندگان تقلید می کنند.
 

 

42- سر گاو از کاسه چنگ . طلا و سنگ لاجورد با چشمان مرصع ، بلندی تقریبا 45 سانتی متر . موزه دانشگاه فیلادلفیا

روی همان چنگ ، سر با شکوه گاو نر دیده می شود که با ورق طلا ساخته شده است و تزئینات ریش و کاکلش از سنگ لاجورد است ( تصویر 42 ) . ( به محل اتصال سر گاو نر به چنگ در سومین صحنه تصویر 41 از بالا توجه کنید ) . گاو نر که تمثیلی از باروری و قدرت است ، طبیعتا جانوری شد که نخستین انسانهای گله دار به پرستشش پرداختند ؛ و دعا کنان از او می خواستند که دشمنان طبیعی احشام – خشکسالی و جانوران درنده – را نابود کند . هنرمند روزگار باستان ، از لحاظ بازنمایی دقیق خطوط و برجستگیهای چهره جانوران ، و به بیان دیگر از لحاظ بازنمایی شخصیت آنها ، نبوغی همپای سلف پیش از تاریخ خویش دارد . در سراسر خاور نزدیک باستانی و سرزمینهای اطراف مدیترانه ، گاو جانوری بود که به آن احترام گذاشته می شد . در این نمونه ، ریش ممکن است افزوده ای فوق طبیعی به نشانه قدرت گاو نر باشد . ریش و نشانه های انسانی دیگری چون سر آدم که قدرت گاو نر باشد . ریش و نشانه های انسانی دیگری چون سر آدم که در صحنه بالایی کاشه چنگ بر گاوها افزوده شده اند ، گاوها و شیرهای دارای سر آدم را که مدتها بعد در آشور ساخته می شوند تحت الشعاع قرار می دهند .
ستیز میان نیروهای طبیعی و فوق طبیعی در دنیای بین النهرینی ها به شکل مبارزه ای میان جانوران و هیولاها نمایانده و بیان می شود . چنین مبارزه ای را به شکل مینیاتوری بر روی یک مهر استوانه ای به بلندی تقریبا 4 سانتی متر ( تصویر 43 ) که نقش آن با ظرافتی بیمانند کنده کاری شده است می بینیم . مهر از یک تکه سنگ استوانه ای معمولا به بلندی 3 یا 4 سانتی متر یا سوراخی برای گذراندن نخی از آن ، ساخته می شد . مهر که از سنگهای رنگارنگ متفاوت ، سخت و نرم ، مانند سنگ بلور ، عقیق ، عقیق سرخ و یشم ، سنگ لاجورد ، مرمر ، و مرمر سفید ساخته می شد چنان با یک طرح کنده کاری ( نقره شده ) تزیین می شد که هر گاه آن را روی رس نرم می غلتاندند نقشی بر جسته از خود برجا می گذاشت . انسان سومری با استفاده از این وسیله نامه و اسنادش را که روی الواح گلین نوشته می شدند مهر می زد ، امضاء می کرد و هویت شان را می شناخت . در تصویری که ما آورده ایم ، خود مهر و نقش برجسته حاصل از غلتاندنش بر روی رس نرم دیده می شود . پهلوانی با یک گاو نر می جنگند ، و موجودی نیمه انسان نیمه گاو با یک شیر دست و پنجه نرم می کند . نگرشها و دسته بندیهای اشارتی این نقش ، بازتابی از روش صوری بازنمایی اند ، ولی حتی در سطح محصور و کوچک این مهره ، هنرمند ماهر ، شکل جانور را چنان استادانه نشان می دهد که بیننده گمان می کند غرش شیر و ماغ کشیدن گاو پیکارگر را نیز می شنود .
 

 

43- مهر استوانه ای و نقش آن ، اور ، حدود 2700 ق . م سنگ ، بلندی تقریبا 4 سانتی متر . موسسه شرقی دانشگاه شیکاگو

+ نوشته شده در  پنجشنبه 31 مرداد1387ساعت 3:2  توسط omid ebadi  | 

 

omid ebadi

ماه شرف خانم مستوره‌ اردلان ویا به‌ اختصار مستوره‌ اردلان (زاده ‌1805، درگذشته‌ 1848) شاعر، نویسنده‌ و تاریخ‌نگار کرد ایرانی بود.
وی در شهر سنندج در باختر ایران چشم به‌ جهان گشود و از شاهزادگان دربار اردلان به‌ مرکزیت سنندج بود.‌

مستوره زبان‌های کردی، فارسی و عربی را نزد پدرش ابوالحسن بیگ قادری آموخت. همسرش خسروخان اردلان حاکم امارت بود و با مرگ وی امارت اردلان دچار دخالت‌های قاجار شد.

با هجوم قاجار به‌ امارت اردلان در سده‌ 19، مستوره‌ همراه با خانواده‌اش به‌ امارت بابان در سلیمانیه‌ کوچ کردند. پسرش رضا قلی‌خان، جانشین خسروخان توسط قاجارها به‌ زندان افتاد. دویستمین سالگرد وی در اربیل در طی جشنواره‌ای به‌ یاد وی برگزار شد

ابوالحسن بیگ پدر ماه شرف خانم از سوی پدر از خوانین درگزین همدان بود كه جد بزرگ آنان قادر نام زمان شاه سلطان حسین صفوی (1722-1693 / 1135-1105) از همدان به سنندج مهاجرت كرده است. میرزا عبدالله رونق این مهاجرت را در سال 1120 هـ .ق مطابق 1708 میلادی نوشته است، بخش دیگری از درگزینی ها به سلیمانیه عراق كوچ كردند و امروز محلهٔ درگزین به نام آنان است. حاج رجبعلی كلانتر جد بزرگ مستوره در زمان احمد خان فرزند سبحان وردی خان مصادف با حكومت نادر شاه (1743-1740 / 1156-1153) مرد با نفوذی در دستگاه حكومت اردلان ها بوده است. محمد آقای ناظر كردستانی پدربزرگ مستوره یكی از شخصیت های بلند مقام بود كه پنجاه سال همعصر با چند تن از والیان مسئولیت آرامش داخلی و مرزهای كردستان و دخل و خرج و اداره ولایت را بر عهده داشته و در تمام جنگ ها به همراه خسروخان بزرگ به جنگ و پیكار مشغول بوده است.

ماه شرف خانم در سال 1226 هـ.ق برابر با 18 میلادی، زمان حكومت امان الله خان والی در خانواده علم و فضل و فرهنگ قادری در سنندج به دنیا آمد، ‌پدر و پدر بزرگش و محمد آقا او را تحت مراقبت گرفته و به تحصیل و تربیت اش همت گماشتند و سنت دیرین و جاری زمان را نادیده گرفته ماه شرف خانم را هم سطح با مردان به آموختن علوم متداولهٔ زمان تشویق و ترغیب نمودند، دیری نگذشت كه این بانوی توانمند و با استعداد در ردیف ادیبان و سخن سنجان قرار گرفت و در عفت و پاكدامنی و آشپزی و خانه داری و خصایص و صفات خاصهٔ زنانگی جزو زنان مجرب و كاركشته گردید. مستوره با ذوق و قریحهٔ شعریش توانست با سرودن قصائد نغز و غزلیات آبدار با شاعران نامدار زمان خود مقابله كند و در تاریخ نویسی پا به پای مورخین در عرصهٔ وقایع نگاری جلوه نماید. میرزا علی اكبر منشی دیوان غزلیات مستوره را بیست هزار بیت دانسته است. میرزا علی اكبر وقایع نگار در شرح حال او می‌‌نویسد: سزاوار است نام مستوره به خاطر فضل و كمال و خط و ربط و شعر و تاریخ نگاری اش در ردیف زنان برجسته و مورخین نامدار قرار گیرد.

ماه شرف خانم در هفده سالگی به عقد و ازدواج خسرو خان فرزند امان الله خان بزرگ درآمد. میرزا علی اكبر منشی می‌‌نویسد: »مستوره چون شأن و شایستگی خود را برابر با مردان روزگار می‌‌دانست از این مواصلت و مزاوجت امتناع داشت تا اینكه خسروخان پدر و جد او را همراه چند تن از بستگان به زندان انداخت و ابوالحسن بیگ را مجبور به پرداخت جریمهٔ سی هزار تومان نمود و شرط استخلاص آنان را منوط به عقد مستوره نمود،‌ مستوره به ناچار بدین مزاوجت تن در داد و جز تسلیم در مقابل استخلاص پدر و جدش راه دیگری نداشت در حالی كه خسرو خان پیش تر با حسن جهان خانم بیست و یكمین دختر فتحعلی شاه ازدواج كرده بود و از او سه پسر به نام های رضا قلی خان، امان الله خان و احمد خان و سه دختر به نام های خانم خانم ها كه زن اردشیر میرزا برادر محمد شاه قاجار بود و دیگری عادله خانم همسر حسین خان والی شیراز و سومی آغه خانم داشت. حسن جهان خانم زنی بود ادیب و شاعر و سیاستمدار و صاحب قدرت و مسلط بر زندگی خسروخان. مستوره بیشتر اوقات خود را به مطالعه و سرودن شعر و نوشتن تاریخ می‌‌گذرانید و چون خسرو خان نیز شاعر بود بیشتر او را بدین كار تشویق می‌‌نمود، رفته رفته مستوره به خسروخان علاقه مند شد. ماه شرف خانم در میان شاعران فارسی زبان با یغمای جندقی ارتباط شعری داشت و با سید عبدالرحیم مولوی كه از بزرگان مكتب شعر گورانی است آشنا بود زیرا هر وقت سید عبدالرحیم مولوی به دیدار دوستانش غلامشاخان و رضا قلی خان به سنندج می‌‌آمد از مستوره نیز دیدن می‌‌كرد و او را تشویق می‌‌نمود تا شعر كردی گورانی بگوید. اشعار مستوره به علت پختگی و استحكام و زیبایی در كردستان بابان دست به دست می‌‌شد، نالی شاعر معروف كرد سورانی سرا در اشعارش ضمن ستایش مستوره با گوشه و كنایه و طنز می‌‌خواست از حرمت او بكاهد اما برخلاف میلش موجب اشتهار و معروفیت مستوره در شعر و ادب گردید.

برخی براین عقیده‌اند که‌ برخی از شعرای سورانی‌سرا به علت اینكه مستوره شعر كردی نمی‌گفت ناراحت بودند و غزلی را سروده به او نسبت دادند به این مطلع:

گرفتارم به نازی چاوه‌كانی مه‌ستی فه‌تتانت
بریندارم به زه‌خمی سینه‌سوزی تیری موژگانت
در منطقه كردستان اردلان تا آن تاریخ و بعدها سرودن شعر كردی سورانی مرسوم نبود.

البته‌ برخی آن غزل را از مستوره‌ میدانند و آن را نمادی برای درهم شکستن آداب و رسوم مردسالاری آن زمان م‌دانند [2].

با سفارش هایی كه مرتب مرحوم سید عبدالرحیم مولوی در سرودن اشعار كردی به مستوره می‌‌نمود، بعید به نظر می‌‌رسد كه مستوره از قول و گفته او سرپیچی نموده و شعر كردی گورانی نسروده باشد، بعید نیست که هنوز اشعار كردی‌ای از مستوره در زوایای منازل یا بیاض ها و جُنگ ها و اوراق پراكندهٔ قدیمی موجود باشد.

دوران خوش بختی و آرامش روحی و به قول مستوره روزگار اعتبارش چندان طولانی نبود،‌ زیرا خسرو خان در سال 1250 هـ.ق به عارضه كبدی گرفتار و پس از دو ماه مریضی در سن بیست و نه سالگی درگذشت، مرگ همسر و داغ از دست دادن برادر جوان ناكامش ابوالمحمد كه در سن بیست و دو سالگی وفات یافت، علاوه بر اینكه نشاط و شادابی جوانی را از او سلب نمود، ضربات روحی زیادی بر پیكر نحیف و ضعیف او بر اثر دو ماه مریض داری و شب نخوابی، وارد ساخت و او را به سوی انزوا و عزلت و مطالعهٔ كتب دینی و تالیف كتاب عقاید كشانید.

مستوره سالیانی را به تنهایی در میان خانوادهٔ جانشینان خسروخان گذرانید. میرزا عبدالله رونق در شرح حال مستوره می‌‌نویسد: »در سنهٔ 1263 به علت فَترت ولایت، با خویش و عشیرت كه یكی از آنها حقیر بود جلای وطن اختیار و در ملك بابان و خاك روم سكونت قرار داده و بار سفر آخرت را در آن مقام گشاده دست اجل گریبان حالش را گرفته بسوی گلشن جنان كشید و در جوار زهرا آرمید.«

در یك تذكره شعرای كردی چاپ عراق آمده: "جنازهٔ مستوره را از سلیمانیه به نجف انتقال دادند" ممكن است كلمه‌ای از نوشتهٔ میرزا عبدالله رونق در اینجا ترك و از قلم افتاده باشد و منظور آن باشد: »در جوار زوج زهرا آرمید

مستوره‌ اردلان چندین کتاب شعر نوشت. تاریخ اردلان او به عنوان یکی از متون شیوای فارسی شناخته شده است. اشعار پراکنده‌ای نیز به‌ گویش گورانی زبان کردی از او بجا مانده است.
آثار مستوره عبارتند از:

1- دیوان اشعار [3] كه به فارسی سروده شده و در حدود دو هزار بیت است و سه بار به چاپ رسیده است، چنانكه چاپ اولش در سال 1304 خورشیدی به همت حاج شیخ یحیی معرفت »اعتضاد الاسلام« و اسدالله خان كردستانی در تهران انجام گرفته، چاپ دوم به كوشش احمد كرمی سلسله نشریات »ما« در سال 1363 در تهران. چاپ سوم به وسیله آقای صدیق صفی زاده بوره كه یی كه بیست غزل كردی سورانی را به نام مستوره در پایان اشعار فارسی بدان افزوده كه جز یك غزل منسوب فوق الذكر بقیهٔ اشعار برای مردم كردستان ناآشنا و فاقد اعتبار علمی و تحقیقی است.
2- تاریخ اردلان:[4] این كتاب معروفیت و ارزش علمی و اجتماعی مستوره را دو چندان نموده زیرا تا اواخر قرن نوزدهم میلادی در تمام خاورمیانه در عرصهٔ تاریخ نویسی خصوصا كردشناسی در میان زنان جز مستوره كسی به این كار نپرداخته است،‌ این اثر ارزشمند در سال 1947 میلادی مطابق 1326 شمسی به وسیله مرحوم ناصر آزادپور در سنندج به چاپ رسید.
3- عقاید مستوره: این كتاب كه رسالهٔ كوچكی از عقاید مستوره در مذهب اهل سنت شافعی است بر ارزش شخصی و عقاید دینی وی می‌‌افزاید و به جرات می‌‌توان گفت در میان زنان تا این زمان كسی به چنین تالیفی نپرداخته است


له‌ دوای تۆ ده‌بێ هه‌ر بگریم

(مه‌ستووره‌) مه‌لوول دڵ جه‌ مه‌ینه‌ت مه‌ست

جام عه‌یش توهی ، شیشه‌ی غه‌م به‌ ده‌ست

[مه‌ستووره‌ ـ ی کڵۆڵ، دڵ به‌خه‌م سه‌رمه‌ست

[پیاڵه‌ی مه‌ی به‌تاڵ،شوشه‌ی خه‌م به‌ ده‌ست

هه‌ر من مه‌وانوو، جه‌سته‌ی حاڵێ تۆ

ته‌بخاڵه‌ی له‌بان له‌علێ جه‌لای تۆ

[هه‌ر من له‌ ده‌رد و ئازاری جه‌سته‌ی تۆ خه‌به‌ردارم

[که‌ تێمیسکی سه‌ر لێوی یاقووتت خه‌به‌ر له‌ چی ده‌دات

ئای جه‌ کووره‌ی نار ئی ده‌روونێ تۆ !

مه‌وج ده‌ریای دڵ پڕ جه‌ هوونێ تۆ

[هاوار له‌ بڵێسه‌ی کووره‌ی پڕ سکڵی ده‌روونی تۆ

[له‌و شه‌پۆلانه‌ی خۆێنی ناو دڵی به‌کوڵی تۆ

گا یادێ هه‌نگام عه‌یش نۆش تۆ

گا یادێ کووره‌ی مه‌ینه‌ت جۆش تۆ

[جارجار بیری سه‌رده‌می خۆشی و بۆشی تۆ

[ده‌م ده‌م یادی ئه‌و کوره‌ی خه‌فه‌ت کوڵی تۆ

کافر وێنه‌ی تۆ ته‌ن زوخاڵی بۆ

جامش جه‌ باده‌ی عیشره‌ت خاڵی بۆ

[بووبا به‌ قه‌قنه‌س کافر له‌بری تۆ

[به‌تاڵ با پیاڵه‌ی له‌ (مه‌ی)ی خۆشی و باده‌ی سه‌رخۆشی

عه‌جه‌ب جه‌ ده‌ریای خه‌مان غه‌رقه‌نی

قه‌ده‌م سووگه‌وار تا به‌ فه‌رقه‌نی

[سه‌یر خنکاوی له‌ زه‌ریای خه‌مان

[ سه‌ر هه‌تا به‌ پێ، ڕه‌ش پۆش و خه‌مبار

قارووره‌ی شادیت به‌ غه‌م شکسته‌ن

په‌ی مه‌رگێ خه‌سره‌و هه‌قت به‌ ده‌سته‌ن

[گۆزه‌ی مه‌یه‌که‌ت به‌ به‌ردی خه‌مان ئه‌گه‌ر شکاوه‌:

[ هه‌قت به‌ده‌سته‌ گه‌ر ده‌ناڵێنی، دڵت شکاوه‌

ئه‌ر تاتا ڕیشه‌ی جه‌رگت په‌ی که‌ری

یا واده‌ی میحنه‌ت به‌ غه‌م ته‌ی که‌ری

[به‌ند به‌ندی جه‌رگت ڕیشاڵ ڕیشاڵ که‌ی

[یان بیابانی خه‌م به‌ پێ تۆمار که‌ی

تۆ ئه‌ر سه‌د نه‌ غه‌م ده‌روونت هوونه‌ن

به‌ڵێ ئی ته‌وره‌ ئه‌توارێ دوونه‌ن

[ئه‌گه‌ر ده‌روونت له‌ خه‌م پڕخوێنه‌

[به‌ڵێ وایه‌، ئه‌مه‌ ڕه‌وشتی گه‌ردوونی چه‌وێڵه‌

حه‌یف نیه‌ن چون تۆ شیرین شه‌هبازێ

شۆخێ مه‌دهۆشێ ئالووده‌ی نازێ

[ئه‌رێ تۆ بی و خوا، سه‌د حه‌یف و داخ نێ؟!

[تۆی شۆخی شیرین، تۆی په‌روه‌رده‌ی‌ ناز

یه‌ک جیهه‌ت جه‌ عه‌یش عیشره‌ت جیا بۆ

په‌یوه‌سته‌ ئه‌وقات به‌رگه‌ش سیا بۆ

[له‌ دنیای خۆشی و به‌شاڕه‌ت دوور بی

[ڕه‌شپۆش و سه‌رکز، به‌سته‌ی ده‌وار بی

تۆ بنیامی زاد، زیبا حووره‌نی

چ حۆرێ؟ لایق حولله‌ی نووره‌نی

[تۆی مرۆڤ زاده‌ی ڕوخسار فریشته‌

[چ فریشته‌یه‌ک؟ شیاوی خه‌رمانه‌ی نێو جه‌رگی نوور

واده‌ی وه‌هاره‌ن چون گوڵ جیلوه‌که‌ر

به‌ ڕه‌شک خاسان، ڕه‌عنای دڵ په‌یکه‌ر

[سه‌رده‌می به‌هاره‌، تۆیش چه‌شنی گوڵ ده‌سا خۆت بنوێنه‌

[به‌ کوێری چاوی لاو خاسان،ئه‌ی جوانی خۆش دیمه‌ن

بپۆشه‌ دیبای زیبا به‌ قامه‌ت

تا په‌ی قامه‌تت خێزۆ وه‌ قیامه‌ت

[ به‌ژن و باڵاکه‌ت پۆشته‌ بکه‌وه‌ به‌ جلکی خۆش نه‌خش

[ تاکوو به‌ژنه‌که‌ت له‌ ڕۆژی هه‌ستان به‌م چه‌شنه‌ هه‌ستێت

ماباقی دنیا به‌قا نه‌دارۆ

جه‌ شادمانی زه‌حمه‌ت مه‌وارۆ

[ دنیا بێ وه‌فا، هیچ به‌قای نییه‌

[له‌ هه‌وری شادی حه‌سڕه‌ت ده‌بارێت

+ نوشته شده در  پنجشنبه 31 مرداد1387ساعت 2:9  توسط omid ebadi  | 

 

omid ebadi

مظهر خالقی خواننده‌ مشهور کرد و زاده‌ کردستان ایران است. وی در کنار سید علی اصغر کردستانی و حسن زیرک از برجسته‌ترین و شناخته‌شده‌ترین خوانندگان موسیقی کردی به‌ شمار می‌آید. آهنگ‌های بسیاری از وی با آهنگسازی و تنظیم مرحوم نابغه ملودی - طبق نظر برجسته‌ترین موسیقیدانان ایران - از وی ضبط شده است. اخیرا کتابی از اشعار آهنگهای مشهور وی چاپ شده که‌ هنوز در بازار کمیاب است.

از ترانه‌های مشهور وی می‌توان ئه‌گه‌ڕێمه‌وه‌، ئاسۆی کورد، بیرت ده‌که‌م و... را نام برد.


مظهر خالقي در شهريور سال ۱۳۱۸ در سنندج - در ميان خانواده اي از مشايخ کردستان - ديده به جهان گشود . در اعوان جواني نخست به مدت ۱۱ سال به آموختن و فراگيري موسيقي اصيل ايراني و تمرين سبک ها و رديف هاي آواز فارسي پرداخت و اولين اجراي آواز او در اواخر دهه سي در راديو سنندج به زبان فارسي ضبط شده است.. وي سپس در رشته فيزيک در دانشگاه تهران ادامه تحصيل د ا د و بنا به تحصيلات دانشگاهي ابتدا در دبيرستان هاي تجريش و شميران دبير درس ترموديناميک بود ، اما دوستي با شاد روان انجوي شيرازي او را به راديو کشانيد تا به ترجمه مطالب ادبي و هنري زبان کردي بپردازد و به همراه ديگر هنرمندان کرد – مانند يوسف زماني ، کامکار ، مجتبي ميرزاده ، سواره ايلخاني زاده ، محمد صديق مفتي زاده ، محمد کمانگر ، فريدون مرادي ، شکر الله بابان ، عثمان احمدي ، ابراهيم ستوده ، عابد سراج الديني و...- به ترويج و اشاعه زبان و ادبيات کردي کمک کند.در حين همکاري با ارکستر راديو ، خالقي با اکثر هنرمندان وزارت فرهنگ و هنر مانند " ناصري ، کسروي ، بهاري ، حنانه ، گلسرخي ، شجريان و..." آشنا مي شود و تحت تاثير آنان تجارب و آموخته هايش را سمت و سوئي خاص مي دهد . در همان اوائل فعاليت هنري مظهر خالقي ، حنانه ، کسروي و يوسف زماني ، صداي او را به عنوان صداي ممتازي شتاختند که جنس صدايش شباهت زيادي به غلامحسين بنان ، استاد فقيد آواز ، دارد و با وجود اظهار علاقه خالقي به ادامه اجراي آواز فارسي ، حنانه مانع او مي شود زيرا اعتقاد داشت در ميان فارس ها ، خالقي خوانند ه اي درجه سه مي شود اما نغمه خوش الحان او در ميان کردها بر صدر خواهد نشست! و پيش بيني او واقعيت داشت ، زيرا در اواخر دهه چهل ئ آغاز رسمي فعاليت هنري او در راديو کردي با همکاري ارکستر مشير همايون شهردار - از پيشکسوت هاي هوشمند موسيقي ايراني – آوازهايش با استقبال بي نظير مردم کرد مواجه شد که در اين باره صديق تعريف مغتقد است " خالقي در همان آغاز به اوج شهرت رسيد و همچنان در آن قله افتخار مانده است ".

خالقي پس از ضبط و اجراي بيش از ۲۵۰ آهنگ فولکلور و ترانه هاي اصيل کردي ، در اواسط دهه ۵۰ مديريت سازمان راديو و تلويزيون کرمانشاه را عهده دار ميشود و بنا بر يک سوء تفاهم ناميمون در دوران انقلاب ، به اتهام همکاري احتمالي او، به عنوان يکي از مديران ارشد دستگاه دولت شاهنشاهي با سا واک ، دستگير و چند هفته اي زنداني مي شود - و آن بر چسب سياسي و هاله ابهام موجب رنجش خالقي و قهر او از عرصه هنر شد - اما سر انجام بنا به مساعدت اهالي فرهنگ در رفع سو ء تفاهم پيش آمده ،با کمک جلال طالباني از طريق کردستان عراق راهي انگلستان مي شود- زيرا مظهر خالقي و طالباني هر دو دختران ابراهيم احمد ، نويسنده نام آشناي کرد ، را به همسري اختيار کرده اند و اثر معروف زاني گل << درد زايمان ملت >> با ترجمه هاي محمد قاضي ودکتر عرفان قانعي فرد به زبان فارسي در بازار کتاب عرضه شده است - و سالهاي بعد در لندن رحل ا قامت مي افکند و از آن روز تاکنون به ايران بازنگشته است، هر چند بارها به طور رسمي از سوي نهادهاي هنري از وي دعوت شد تا آشتي طلبد و به مام وطن بازگردد ، اما تاکنون با سر عتاب رفته است! هر چند که پخش تصوير و صداي خالقي پس از انقلاب بنا بر دلايل نامعلومي در رسانه هاي رسمي و محلي جمهوري اسلامي ممنوع بوده است.

مظهر خالقي آخرين بار در اواخر دهه ۶۰ در يک مجموعه کنسرت دور اروپا به همراهي هنرمنداني مانند سعيد فرج پوري، رضا شفيعيان ، مجيد درخشاني ، رضا قاسمي - نوازنده سه تار و نويسنده داستان ارکستر شبانه – در اجرا ي صحنه ظاهر شد ، اما پس از آن تا به امروز اثر جديدي را اجرا نکرده و همچنان در سکوت وعزلت و اندوه غربت مانده است. هم اکنون پس از تحولات اخير کردستان عراق دست اندر کار تحقيق و نگارش درباره موسيقي کردي است و در عين حا ل مديريت انستيتوي ميراث فرهنگي کردستان عراق را بر عهده دارد. انديشه هنري و سياست حرفه اي خالقي را ميتوان تا حد زيادي به استاد محمد رضا شجريان شبيه دانست ، زيرا همواره از موسيقي مبتذل و غير اصيل پرهيز داشته است و ايجاد محدوديت قانوني دولت براي پخش و اجراي موسيقي اصيل را عامل اصلي ايجاد موسيقي مبتذل و کافه اي مي داند که کمتر جوهر و اصالت موسيقي ايراني را دارد.مظهر خالقي به شدت به حفظ اصالت اخلاقي و هويت هنري در اجراي کار هنري باور دارد و اينکه موسيقي دان متولي فرهنگ و راوي جامعه است و بايد حرمت ان نگه داشته شود.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 31 مرداد1387ساعت 0:46  توسط omid ebadi  |